close
تبلیغات در اینترنت
عمر بن الخطاب و مخالفت با سنت پیامبر در نامگذاری به اسم « محمد»
عمر بن الخطاب و مخالفت با سنت پیامبر در نامگذاری به اسم « محمد»

مخالفت عمر بن الخطاب با سنت و نهی از نام گذاری به اسم پیامبر (ص)

(اثبات از کتب اهل سنت)   


در این مطلب قصد داریم تا به بررسی مخالفت عمر بن الخطاب با سنت ثابت پیامبر در نهی از نامگذاری به اسم پیامبر بپردازیم.

این مطلب دو قسمت دارد.قسمت اول اثبات سنت بودن نامگذاری به اسم " محمد " و سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این امر و بخش دوم مخالفت عمر بن الخطاب در دوره ی خلافتش با این امر.


1- سنت بودن نامگذاری افراد به اسم پیامبر (ص)

حدثنا محمد بن کثیر أخبرنا شعبة عن منصور عن سالم عن جابر رضی الله عنه عن النبی صلى الله علیه و سلم قال : تسموا باسمی ولا تکتنوا بکنیتی.


صحیح البخاری،ج3،ص1301،ح3345 ط دار ابن کثیر

جابر از پیامبر نقل میکند که پیامبر فرمودند : به اسم من نامگذاری کنید ولی به کنیه ام نامگذاری نکنید.

مشابه این احادیث در منابع دیگر نیز وارد شده است.از جمله :

صحیح البخاری،ج1،ص52،ح110 ط دار ابن کثیر
صحیح مسلم،ج3،ص1682،ح2131 و ح2133 و ح2134 ط دار احیاء التراث العربی
سنن ابن ماجة،ج2،ص1230،ح3736 ط دار احیاء الکتب العربیة


و بسیاری از منابع دیگر که ما به دلیل جلوگیری از طولانی شدن مطلب صرفا به ذکر آدرس ها از کتب ستة اکتفا می کنیم.



برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید



حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ حُصَیْنٍ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِی الْجَعْدِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ، قَالَ: وُلِدَ لِرَجُلٍ مِنَ الْأَنْصَارِ غُلَامٌ، فَأَرَادَ أَنْ یُسَمِّیَهُ مُحَمَّدًا، فَانْطَلَقَ بِهِ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَسَأَلُوهُ، فَقَالَ: سَمُّوا بِاسْمِی، وَلَا تَکَنَّوْا بِکُنْیَتِی، فَإِنِّی بُعِثْتُ قَاسِمًا أَقْسِمُ بَیْنَکُمْ.

مسند احمد،ج23،ص219،ح14963 ط موسسة الرسالة

جابر بن عبدالله می گوید که شخصی از انصار صاحب پسری شد و خواست که نام او را محمد بگذارد.به نزد رسول خدا رفتند و از ایشان سوال کردند.رسول خدا فرمود : به اسم من نامگذاری کنید ولی به کنیه ام نامگذاری نکنید.همانا من قاسم فرستاده شدم تا بین شما تقسیم کنم.








برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید




تا اینجا ملاحظه نمودید که طبق احادیث معتبر،نامگذاری به اسم " محمد " سنت است.حال برای شما افرادی را ذکر می کنیم که خود پیامبر نام " محمد " را بر آنان نهاده است :

محمد بْن طَلْحَة بْن عُبَیْد الله القرشی التیمی :

أنى بِهِ أبوه طَلْحَة إِلَى النَّبِیّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فمسح رأسه وسماه محمدا، وکناه بأبی الْقَاسِم. وقد قیل: کنیته أَبُو سُلَیْمَان. والصحیح أَبُو الْقَاسِم.

الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج3،ص1371 ط دار الجیل
الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص16 ط دار الکتب العلمیة
اسد الغابة،ج4،ص322 ط دار الفکر


پدر محمد بن طلحة او را نزد رسول خدا برد و پیامبر بر سر او دست کشید و اسم او را محمد گذاشت و کنیه ی او را ابوالقاسم قرار داد.همچنین گفته شده ابوسلیمان ولی صحیح ابوالقاسم است.

حتی می بینید که بر خلاف حدیثی که در صحیح بخاری بود و از کنیه ی ابوالقاسم منع شده بود،خود پیامبر این کنیه را برای دیگران قرار داده است.

محمد بن ثابت بن قیس الأنصاری :

أنى به أبوه إلى النبی صلى الله علیه وَسَلَّمَ، فسماه محمدا.

الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج3،ص1367 ط دار الجیل
الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص195 ط دار الکتب العلمیة
اسد الغابة،ج5،ص77 ط دار الکتب العلمیة


پدرش او را به نزد پیامبر آورد و پیامبر او را محمد نام نهاد.

محمد بْن عَمْرو بْن حزم الأَنْصَارِیّ :

سماه أبوه محمدا، وکناه أَبَا سُلَیْمَان، وکتب بذلک إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم، فکتب إلیه رسول الله صلى الله علیه وَسَلَّمَ: سمه محمدا، وکنه أَبَا عَبْد الْمَلِکِ.

الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج3،ص1375 ط دار الجیل
الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص200 ط دار الکتب العلمیة
اسد الغابة،ج4،ص330 ط دار الکتب العلمیة


پدرش او را محمد نامگذاری کرد و کنیه اش را ابو سلیمان قرار داد و این را برای پیامبر نوشت و پیامبر در جواب نوشت : او را محمد نامگذاری کن و کنیه ی او را عبد الملک قرار بده.

محمد بن أنس بن فضالة الأنصاری :

روى عَنْهُ ابنه یُونُس بْن مُحَمَّد، قَالَ: قدم النَّبِیّ صلى الله علیه وسلم وأنا ابْن أسبوعین، فأتى بی إِلَى النَّبِیّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فمسح على رأسی، وَقَالَ: سموه باسمی، ولا تکنوه بکنیتی.

الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج3،ص1365 ط دار الجیل
الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص4 ط دار الکتب العلمیة
اسد الغابة،ج5،ص75 ط دار الکتب العلمیة


پسر محمد بن انس،یونس بن محمد،از پدرش نقل کرده که او گفت : پیامبر در حالی که دو هفته داشتم آمد.من را به نزد پیامبر (ص) بردند.روی سرم دست کشید و گفت : او را به اسم من نامگذاری کنید و به کنیه ام نامگذاری نکنید.

مُحَمَّد بْن یفدیدویه الهروی :

حدثنا بفودان بن یفدیدویه الهروی، قال: حاربت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه وآله وسلم فی شرکی، ثمّ أسلمت على یدی رسول اللَّه صلى اللَّه علیه وسلّم، فسمّانی محمدا.

الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص31 ط دار الکتب العلمیة
اسد الغابة،ج5،ص109 ط دار الکتب العلمیة


محمد بن یفدیدویه هروی نقل می کند که : با رسول خدا زمانی که مشرک بودم جنگیدم سپس به دست رسول خدا اسلام آوردم و او مرا محمد نام نهاد.

محمد بن نبیط بن جابر :

ولد عَلَى عهد رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وسماه مُحَمَّدا.

الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص202 ط دار الکتب العلمیة
اسد الغابة،ج5،ص108 ط دار الکتب العلمیة


مُحَمَّد بْن ضمرة بْن أسود :

سماه رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ محمدا.

اسد الغابة،ج5،ص93 ط دار الکتب العلمیة
الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص15 ط دار الکتب العلمیة


مُحَمَّد بْن هلال بْن المعلى :

سماه رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مُحَمَّدا.

اسد الغابة،ج5،ص109 ط دار الکتب العلمیة
الاصابة فی تمییز الصحابة،ج6،ص30 ط دار الکتب العلمیة


بخشی از افرادی که پیامبر نام آنان را " محمد " گذاشت یا تشویق به چنین اسمی کرد را ملاحظه نمودید.به طور قطع بسیاری از افراد دیگر هم بوده اند که در نتیجه ی تشویق پیامبر یا با نامگذاری مستقیم پیامبر این نام را برگزیده اند و نامی از آنان در کتب تاریخ و تراجم ذکر نشده است.


حال بخش دوم مطلب را می خوانیم :

2- نهی عمر بن خطاب از نامگذاری به اسم پیامبر (ص)

(مخالفت صریح با سنت پیامبر)

وقال آخرون : غیر جائز لأحد أن یسمى باسم النبى علیه السلام ذکر من قال ذلک : حدثنا محمد بن بشار ، حدثنا معاذ بن هشام قال : حدثنى أبى ، عن قتادة ، عن سالم بن أبى الجعد قال : کتب عمر إلى أهل الکوفة الا تسموا أحدًا باسم نبى.

شرح صحیح البخاری لابن بطال،ج9،ص344 ط مکتبة الرشد

و دیگران گفته اند : جائز نیست که کسی اسم پیامبر را برای خود بگذارد و این افراد این حدیث را ذکر کرده اند که سالم بن ابی الجعد نقل می کند که عمر بن الخطاب به اهالی کوفه نامه نوشت و گفت هیچکس را به اسم هیچ پیامبری نامگذاری نکنید.








برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید





ملاحظه می فرمایید که ابن بطال صریحا می گوید عده ای هستند که نامگذاری به اسم پیامبر را جائز نمی دانند و به این عمل عمر بن الخطاب که از نامگذاری به اسم پیامبران و از جمله حضرت محمد صلی الله علیه و آله جلوگیری کرد استدلال می کنند!

اشکال به روایت نقل شده از سالم بن ابی الجعد و پاسخ به آن :


برخی ممکن است اشکال کنند که روایت نقل شده از سالم بن ابی الجعد مرسل بوده و سالم بن ابی الجعد اصلا عمر را درک نکرده و در نتیجه چنین مساله ای هرگز رخ نداده است!

در پاسخ باید بگوییم که :

اولا :

 جمع کثیری از علمای مخالفین این عمل عمر بن الخطاب را در کتب خود نقل کرده اند و در توجیه این عمل عمر بن الخطاب اصلا توجهی به سند روایت نکرده اند و توجیهات دیگری را ذکر نموده اند.به علاوه جمعی دیگر به گفته ی ابن بطال و برخی دیگر از علمای اهل سنت حتی با استدلال به این عمل عمر بن الخطاب نامگذاری به اسامی پیامبران و نامگذاری به محمد را غیر جائز دانسته اند و این نشان می دهد که اصل وقوع این مساله را قطعی و ثابت می دانسته اند!!!

ثانیا :

این روایت به جهت سندی کاملا معتبر بوده و اشکالی به آن وارد نیست! " سالم بن ابی الجعد " تابعی و ثقه است و مراسیل تابعین در نزد جمهور اهل سنت حجت است.بنا بر این ایراد مرسل بودن نیز فاقد استدلال است.

قاضی عیاض،از استوانه های علمی اهل سنت، می نویسد :

وقد کتب عمر إلى الکوفة: لا تسموا أحدًا باسم نبى. وأمر جماعة بالمدینة بتغییر أسماء أبنائهم محمدًا، حتى ذکر له جماعة أن النبى صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سماهم بذلک فترکهم، والأشبه أن فعل عمر لهذا إعظامًا لاسم النبى وتوقیرًا له، کما جاء فى الحدیث: یسمون أبناءهم محمدًا، ثم یلعنونهم.

اکمال المعلم بفوائد مسلم،ج7،ص9 ط دار الوفاء


عمر به کوفه نامه نوشت که هیچ کس را به اسم هیچ پیامبری نامگذاری نکنید و دستور داد تا گروهی در مدینه اسامی خود را از محمد { به اسامی دیگر} تغییر دهند تا اینکه گروهی به عمر گفتند که پیامبر آن ها را اینطور نامگذاری کرد پس رهایشان کرد.اشبه آن است که عمر این کار را برای بزرگداشت اسم پیامبر و توقیر پیامبر انجام داده است همانطور که در حدیث آمده است : پسرانشان را محمد نامگذاری می کنند سپس آن ها را لعن می کنند.

ملاحظه می کنید که قاضی عیاض هم بعد از ذکر این عمل عمر بن الخطاب ( که طبعا آن را ثابت و قطعی می داند ) در سدد توجیه عمل او بر می آید که ما در این جا به توجیهات ایشان پاسخ می دهیم :

توجیه اول :

عمر بن الخطاب این کار را برای احترام به اسم پیامبر و بزرگداشت شخصیت پیامبر انجام داده است.

پاسخ توجیه اول :

در اصل ما این توجیه غیر علمی را در ابتدای مطلب توضیح داده ایم ولی باز هم به صورت کوتاه پاسخ می دهیم.
این توجیه در اصل فرار به جلو و فرار از حقایق است.در شرایطی که خود پیامبر صریحا می فرمایند که فرزندانتان را به اسم من نامگذاری کنید ( احادیث در ابتدای مطلب ذکر شد ) و در شرایطی که خود پیامبر بسیاری از صحابه و دیگر اشخاص را به " محمد " نامگذاری می کنند و هیچ جا هم از نامگذاری به " محمد " نهی نمی کنند،چه جایی برای مخالفت با نامگذاری به اسم پیامبر می ماند؟ یعنی خلیفه ی دوم بیش از خود پیامبر نگران و دلسوز احترام به جایگاه نبوت و پیامبری بوده است؟ یعنی خود پیامبر نمی دانست و حتی احتمال نمی داد که ممکن است کسی اشخاصی را که نام " محمد " دارند سب یا لعن کند؟! ( احتمال عقلی ) مساله ی بعدی این که این توجیه زمانی غیر عقلانی تر و غیر منطقی تر به نظر می رسد که حتی خود عمر بن الخطاب هم آن را قبول ندارد! زیرا طبق نقل خود جناب قاضی عیاض وقتی گروهی به خلیفه ی دوم می گویند که پیامبر آن ها را به این نام،نامگذاری کرده است،عمر بن الخطاب به خطای خود پی می برد و دست از کارش بر می دارد.
پس ملاحظه نمودید که خود عمر بن الخطاب اولینکسی است که قبل از توجیه قاضی عیاض،توجیه او را باطل کرده و به اشتباه خود پی برده ولی متاسفانه علمای مخالفین با احتجاج به بهانه های غیر منطقی در پی توجیه مخالفت صریح عمر بن الخطاب با سنت پیامبر برآمده اند.

توجیه دوم :

در حدیث آمده است که : " یسمون أبناءهم محمدًا، ثم یلعنونهم " . { یعنی پسرانشان را محمد می نامند و سپس آنها را لعن می کنند }

پاسخ توجیه دوم :

ما ابتدا این توجیه و بهانه ی فاقد اعتبار را به شکل گسترده تر و مبسوط تری مطرح می کنیم :

قاضی عیاض و به تبع ایشان جمع دیگری از علمای مخالفین هنگامی که در پی توجیه این عمل عمر بن الخطاب برآمده اند،به حدیثی استناد کرده اند که حتی از جهت سندی نیز معتبر نیست چه برسد به دلالت! آری! هنگامی که ما به بسیاری از احادیث معتبر استناد می کنیم،مخالفین به هر دری می زنند تا آن را توجیه کنند و با کوچک ترین اشکالی در یک راوی یا در یک لفظ حدیث را فاقد اعتبار می خوانند اما هنگامی که پای توجیهات خودشان در میان باشد دقیقا مثل همین جا به احادیثی که هم از جهت سندی و هم از جهت دلالی مشکل دارند استناد می کنند!
حدیثی که در این مورد به آن استناد کرده اند از این قرار است :

حَدَّثَنَا أَبُو مُوسَى، حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ الطَّیَالِیسِیُّ، عَنِ الْحَکَمِ بْنِ عَطِیَّةَ، عَنْ ثَابِتٍ، عَنْ أَنَسٍ، أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: تُسَمُّونَهُمْ مُحَمَّدًا ثُمَّ تَلْعَنُونَهُمْ ؟

مسند ابی یعلی الموصلی،ج6،ص116،ح3368 ط دار المامون للتراث

انس از پیامبر نقل می کند که پیامبر فرمود : آیا آن ها را {فرزندانتان را} محمد نامگذاری می کنید و سپس لعنشان می کنید؟

حَدَّثنا زید بن أخزم، حَدَّثنا أَبُو دَاوُدَ، حَدَّثنا الْحَکَمُ بْنُ عَطِیَّةَ، عَنْ ثابتٍ، عَن أَنَسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّم: یُسَمُّونَهُمْ مُحَمَّدًا، ثُمَّ یَسُبُّونَهُمْ.
وَهَذَا الْحَدِیثُ لَا نَعْلَمُ رَوَاهُ، عَنْ ثابتٍ إلاَّ الْحَکَمُ بْنُ عَطِیَّةَ، وهُو رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ لَا بَأْسَ بِهِ حَدَّثَ، عَنْ ثابتٍ بِأَحَادِیثَ وَتَفَرَّدَ بِهِذَیْنِ الْحَدِیثَیْنِ.


مسند البزار،ج13،ص303،ح6895 ط مکتبة العلوم و الحکم

انس از پیامبر نقل می کند که پیامبر فرمود : فرزندانشان را محمد نمگذاری می کنند،سپس آن ها را سب می کنند.
این حدیث را فقط " حکم بن عطیة " از ثابت نقل کرده و شخصی از اهالی بصره است و مشکلی ندارد و از ثابت حدیث نقل کرده و به این دو حدیث تفرد کرده است.


این حدیث در مصادر دیگری نیز با همین سند وارد شده ولی مصادر اصلی نقل این حدیث مسند ابی یعلی و مسند بزار هستند.

ضعف سندی حدیث به اعتراف برخی علما و محققین اهل سنت :

لین بودن سند حدیث از دید ابن حجر عسقلانی :

واحتج لصاحب هذا القول بما أخرجه من طریق الحکم بن عطیة عن ثابت عن أنس رفعه یسمونهم محمدا ثم یلعنونهم وهو حدیث أخرجه البزار وأبو یعلى أیضا وسنده لین.

فتح الباری،ج10،ص572 ط دار المعرفة

و برای صاحبان این قول { که گفته اند عمر بن الخطاب برای بزرگداشت اسم پیامبر و جایگاه پیامبر از نامگذاری به اسم پیامبر منع کرده است} به حدیث " یسمونهم محمدا ثم یلعنونهم " احتجاج شده است و این حدیثی است که بزار و ابو یعلی آن را نقل کرده اند و سندش " لین " است. { لین درجه ای از تضعیف است }








برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید




تضعیف حدیث از دید ذهبی :

ذهبی در تلخیص مستدرک در ذیل این حدیث می گوید :

الحکم بن عطیة وثقه بعضهم وهو لین.

المستدرک علی الصحیحین،ج4،325،ح7795 ط دار الکتب العلمیة

بعضی " حکم بن عطیة " را توثیق کرده اند در حالی که او " لین الحدیث " است.

با این قول ذهبی در مورد " حکم بن عطیة " مشخص است که او سند این حدیث را فاقد اعتبار می داند.







برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید



تضعیف حدیث از دید البانی :

البانی در کتاب " ضعیف الجامع الصغیر و زیادته " این حدیث را ضعیف می داند :

ضعیف الجامع الصغیر و زیادته،ص359،ح2436 ط المکتب الاسلامی







برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید



تضعیف حدیث از دید ابوجعفر العقیلی :

عقیلی نام " حکم بن عطیة " را در کتاب " الضعفاء الکبیر " خویش،ج1،ص258 ط دار المکتبة العلمیة ذکر می کند و این حدیث را هم به دنبال آن می آورد و طبعا از نظر او سند این حدیث ضعیف خواهد بود.






برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید


تضعیف حدیث از جانب حسین سلیم اسد،محقق کتاب مسند ابی یعلی :

در مورد حدیثی که در مسند ابی یعلی نقل شده،محقق کتاب آن را ضعیف می داند :

اسناده ضعیف کسابقه ، و لم اجده عند الطیالسی ...


مسند ابی یعلی الموصلی،ج6،ص116 ط دار المامون للتراث







برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید



اشکال حدیث از جهت دلالت :

نکته ی دیگری که لازم است به آن اشاره شود این که حتی اگر بر فرض ما بنا را بر صحت حدیث از جهت سندی بگذاریم، دلالت حدیث هرگز آن چیزی نخواهد بود که برخی خواسته اند برای توجیه عمل عمر بن الخطاب، از آن استفاده کنند.
با دقت در متن حدیث به خوبی در می یابیم که نهایت برداشت از متن آن است که پیامبر از لعن و سب و شتم کسانی که نام آنان محمد است نهی کرده اند و نه از نامگذاری افراد به محمد! جالب آن که نظر قرطبی هم دقیقا همین است :

قَالَ الْقُرْطُبِیّ حَدِیث النَّهْی غیر مَعْرُوف عِنْد أهل النَّقْل وعَلى تَسْلِیمه فمقتضاه النَّهْی عَن لعن من تسمى بِمُحَمد.

عمدة القاری،ج15،ص39 ط دار احیاء التراث العربی

قرطبی گفته است : حدیث نهی در نزد اهل نقل و اهل حدیث غیر معروف است و اگر هم آنرا بپذیریم،مقتضای آن نهی از لعن کسی است که نام او محمد است.






برای مشاهده با کیفیت بالا،روی عکس کلیک کنید



منابع دیگری که منع عمر از نامگذاری به محمد را ذکر کرده اند :

تحفة الاحوذی،ج8،ص107 ط دار الکتب العلمیة

مرقاة المفاتیح،ج7،ص2996 ط دار الفکر
فیض القدیر،ج3،ص246 ط المکتبة التجاریة الکبری
فتح الباری لابن حجر،ج10،ص572 ط دار المعرفة
عمدة القاری،ج22،ص206 ط دار احیاء التراث العربی
شرح النووی علی مسلم،ج14،ص113 ط دار احیاء التراث العربی
ارشاد الساری،ج9،ص110 ط المطبعة الکبری الامیریة
اکمال المعلم شرح صحیح مسلم،ج7،ص9 ط دار الوفاء
شرح المشکاة للطیبی،ج10،ص3084 ط مکتبة نزار مصطفی الباز
التوضیح لشرح الجامع الصحیح،ج28،ص609 ط دار النوادر


و بسیاری از منابع دیگر که به منظور جلوگیری از طولانی شدن مطلب از ذکر آن صرف نظر می کنیم.


نتیجه :

1. نامگذاری به اسم " محمد " سنت بوده و از سفارش های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می باشد.

2. خود پیامبر نام محمد را برای بسیاری از افراد و همچنین برخی از صحابه برگزیده اند و به آن سفارش نموده اند.

3. عمر بن الخطاب از نامگذاری به " محمد " منع کرد و به اهالی کوفه هم نامه نوشت تا اسم محمد را بر روی فرزندان خود نگذارند و همچنین در مدینه هم نام برخی را از محمد به اسامی دیگر تغییر داد تا اینکه برخی توصیه ی پیامر را به او گوشزد کردند و او از رای خویش برگشت.

4. توجیه علمای اهل سنت در مورد این عمل عمر بن الخطاب وارد نبوده و مخالف سنت پیامبر است.

5. حدیث نهی از دید بسیاری از علمای اهل سنت ضعیف بوده و حتی با قبول صحت،دلالت بر عدم لعن و سب کسانی که نام محمد دارند می کند.


سه شنبه 03 فروردين 1395 ساعت : 15:47 | نویسنده : شیعه
نظر
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

فهرست مطالب
موضوعات
دیگر موارد